(1395/02/04)
عشق مامان سلام امروز شنبه 4 اردیبهشته و من وارد ماه پنجم بارداری شدم ، خدا را شکر حال و هوام نسبت به روزهای قبل کمی بهتر شده پسر نازنینم خیلی دلتنگتیم دوست داریم هر چه زودتر بیای کنارمون و از بودنت نهایت لذت رو ببریم . ...
نویسنده :
مامان لیلا
19:23
( 1395/02/02 ) تقدیم به همسرعزیزم
( 1395/02/02 ) روز مرد
مرد کوچولوی من سلام امروز روز مرد و روز پدر هست و من علاوه بر کادو بابا جون یه کادوی خوشگل به همین مناسبت برای تو هم گرفتم به هر حال تو هم مرد هستی عزیزم ، مبارکت باشه . ...
نویسنده :
مامان لیلا
18:52
(1395/1/26)
گل نازم سلام الان هتلم با سردرد بدی مواجه شدم این دردها برام طبیعی شده چند روزی هست که ننه مریم اومده پیشمون و از من و بابا جونت پرستاری می کنه و غذاهای خوشمزه و مقوی میپزه دوست داریم حالا حالا پیشمون بمونه ولی میخواد بره چون حوصلش از تنهایی سر میره به هر حال ما هشت ساعت دور از خونه ایم . ...
نویسنده :
مامان لیلا
9:42
(1395/1/21) ساعت 5 عصر
فندق کوچولوی مامان سلام عزیزدل مامان امیدوارم لحظاتی که حالم بد میشه تو خوب خوب باشی چون همیشه و بی وقفه نگران سلامتیتم . باباجون این روزها به خاطر بهونه گیریهای من خیلی اذیت میشه ولی باز هم مثل پروانه دورمون میچرخه و حسابی ازمون مراقبت میکنه . باباجون با ورزش کردن زیاد و به قول خودش برای وزن کم کردن دیروز رفت فوتبال و پاش پیچ خورد و رفتیم دکتر آتل بندی شد که هنوز هر از گاهی درد میکشه . امیدوارم هر چه زودتر خوب شه و بتونه راحت رو پاهای خودش راه بره . ...
نویسنده :
مامان لیلا
16:09






